الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
202
تفسير مجمع البيان (فارسى)
شكافتند و پشم آن را نمىكندند . در موقع كشتن ، نام خدا را بر او نمىبردند و بار بر پشت او نمىگذاشتند ، شير و منافع ديگر آن بر زنان حرام بود ، اما بر مردان حلال بود . اگر شتر مىمرد ، زنان و مردان از گوشت آن مىخوردند . محمد بن اسحاق گويد : بحيره ماده شترى است كه مادرش « سائبه » باشد . وَ لا سائِبَةٍ : سائبه شترى بود كه آن را رها و از منافع آن چشمپوشى مىكردند . هر گاه كسى نذر مىكرد كه سفرش بىخطر يا بيماريش بر طرف شود ، مىگفت : شترم سائبه است . بنا بر اين مثل « بحيره » از آن نفعى نمىبردند و از چراگاه و آبخور ، منع نمىكردند . اين قول از زجاج است . علقمه نيز چنين گويد . برخى گفتهاند : « سائبه » شترى است كه براى بتها آزاد شود . رسم عرب بود كه از مال خود - هر چه مىخواستند - براى بتها آزاد و در اختيار خدمتگزاران بتها قرار مىدادند و آنها شير چنين شترانى را بمسافران مىخورانيدند . اين قول از ابن عباس و ابن مسعود است . محمد بن اسحاق گويد : « سائبه » شترى است كه ده فرزند ماده بزايد . آنها از سوار شدن و كندن پشم و نوشيدن شير چنين شترى خوددارى مىكردند . تنها براى مهمانها عيبى نداشت . هر گاه پس از ده بچهء ماده ، يازدهمين بچه ماده را به دنيا مىآورد ، گوش بچه را مىشكافتند و با مادر رها مىكردند . اين بچه « بحيره » ناميده ميشد . وَ لا وَصِيلَةٍ : اين يكى در مورد گوسفندان است . هر گاه گوسفند ، بچهء ماده ، مىزاييد ، براى خودشان بود و هر گاه بچهء نر مىزاييد ، براى خدايان بود و هر گاه از يك شكم ، يك نر و يك ماده مىزاييد ، مىگفتند : « وصلت اخاها » يعنى بچهء ماده ، برادر خود را حفظ كرد . از اينرو بچهء نر را براى خدايان قربانى نمىكردند . اين معنى از زجاج است . ابن مسعود و مقاتل گويند : هر گاه گوسفند ، هفت شكم مىزاييد ، در صورتى كه بچهء هفتم نر بود ، بچه را براى خدايان مىكشتند و گوشتش را مردها مىخوردند ، نه زنها . و اگر ماده بود ، نگه مىداشتند و اگر يك نر و يك ماده بود ، مىگفتند : برادر